هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
205
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
روز شنبه ، شانزدهم شهر شوال 1296 [ ه . ق . ] بعد از حركت از اسكلهء « باغچه آداسى » ، در همهجا كشتى تند رانده ، يك ساعت از شب گذشته ، به جزيره « مدللّو » رسيديم . [ مدللّو ] اين جزيره را « مدلى » « 1 » نيز گويند . جزيرهء بسيار خوبى است . درخت زيتون بسيار دارد . تمامى آن مشتمل بر 24 قريه و بندر است . اين جزيره ، به فاصلهء كمى ، در مقابل ولايت « صاروخان » « 2 » و يكى از جزائر معتبره محسوب مىشود . حاكم اين جزيره در همين آبادى است ، كه كشتى در اسكلهء او لنگر انداخته بود . خود اين بندر كه موسوم به « مدللّو » است ، در وسط 2 كوه مرتفعى و جاى با صفائى واقع شده ، [ و ] چون شب بود ، تمامى آبادى به نظر نيامد . در اين اسكل [ ه ] ها كه كشتى مىايستاد ، جمعيّت كشتى گاهى زياد و گاهى كم مىشد . از « اسلامبول » تا اينجا از كثرت مسافر و تنگى مكان ، زياد سخت مىگذشت . حتى جمعى از همراهان از اهالى « مروشاهجهان » « 3 » از تنگى جا در انبارها رو [ ى ] هم ريخته ، قدرت حركت را نداشتند . در اين بندر ، جمعى كه انتهاى مقصد آنها تا اين جزيره بود ، بيرون رفته ؛ از اين جهت براى باقىماندگان از جهت وسعت مكان ، گشايش جا و آسودگى رو [ ى ] داد . و نيز از جمله مسافرين ، چند نفر « فرنگى » بودند كه به « اسكندريّه » مىرفتند . در ميان آنها زنى از اهل « فرانسه » بود كه در « وجاهت » و « ظرافت » به خود مىباليد . با يكى از همراهان ، سر شوخى او درافتاده ، چون زبان علاحده غير از « فرانسه » نمىدانست ، از دور لحيه « 4 » عريض آن رفيق را مساحت كرده ، از وضع شانه كردن آن مىخنديد و گاهى در مقابل آئينه اتاق « 5 » نهار كشتى ايستاده ، تقليد و بازىها مىآورد ، كه حضّار را مشغول مىساخت .
--> ( 1 ) . ظاهرا جزيره لسبوس ( Lesvos ) بوده ، كه شهر ميتيلنه ( Mytilene ) مركز آن است . ( 2 ) . مرو شاهيجان ياشاه جهان يا به اختصار مرو ( mari ) شهرى است در جمهورى تركمنستان كه اهل آن را مروزى مىگفتند و نام آن در يونانى « مرجانوس » بوده است . ( 3 ) . شاروخانلى ( saruhanli ) امروزى در استان « مانيسا » . ( 4 ) . ريش . ( 5 ) . در اصل : اوطاق